شعری زیبا از آرش فرزام صفت:


 

 

یک لحظه خواست روی زمین خم شود نشد

 

می خواست مثل حضرت آدم شود نشد

 


کوشید خواب های قشنگی که دیده بود

 

در خاطرش دوباره مجسم شود نشد

 


باران گرفته بود به سرعت دوید تا

 

چیزی برای گریه فراهم شود نشد

 


انواع سیب های زمین را گناه کرد

 

تا بلکه مستحق جهنم شود نشد

 


او چند هفته  پیش خودش را به دار زد

 

می خواست از میان شما کم شود نشد

 


این روزها برای مسیحی که مرده است

 

هر کس که خواست حضرت مریم شود نشد