انتهای مسیر...
بیهوده...
خود را به "آن" راه میزنم
انگار
"تمام راهها"
به تو ختم میشوند
"مطهره باغستانی"
سلام
شعر زیر رو تقدیمتون می کنم،امیدوارم از خوندنش لذت ببرید.
انتهای مسیر جا ماندم،وسط حس آشنایی که...
بوی باران گرفته دامن خاک،وهوا هم همان هوایی که...
ذهنم از"هیچ"پر شده و نوسان زمان نفس گیر است
شاعرم کرده حس بودن تو،تو خدای غزلچههای منی
مهربانی شبیه صبح بهار،مهربان،مثل آن خدایی که...
روبهروی تو ایستادهام و ماه در حوض چشمم افتاده
برق جذاب چشم من از توست،مثل آن ماه دلربایی که...
پُری از حس افتخار و غرور،پُرم از فکرهای خشت و گلی
تو شبیه پایتختی و من،کنج نقشه،روستایی که...
پابهپای مسیر میآیم،پابهپای تمام بودنهات
بوی عطرت گرفته دامن باد،دلخوشم من به این هوایی که...






